5
دی
ولیکن چو تو فرمایی هست!
آن نه تنهاست که با یاد تو انسی دارد
تا نگویی که مرا طاقت تنهایی هست
همه را دیده به رویت نگرانست ولیک
همه کس را نتوان گفت که بینایی هست
گفته بودی همه زرقند و فریبند و فسوس
سعدی آن نیست ولیکن چو تو فرمایی هست
شاعر: سعدی/ غزل 110

سلام خدمت استاد و یار عزیزم
عاشق شعر هستم وقتی دلم هوای شعر خواندن میکنه یا حافظ میخونم یا شعرهای شما …..
سپاس از شعر های زیباتون .
پاسخ:
سلام و احترام . بزرگوارید
خوش آمدید. دلتان پر از یاد خدا. پس مریدان شعر بلاگ به دو نفر افزایش یافته:)
از ما فقط انتخاب است
از حضور انگیزه ساز و پر مهر شما متشکرم
مشتاق حضور:)
با سلام
تو مو می بینی مجنون پیچش مو
تو ابرو او اشارت های ابرو
دل مجنون ز شکر خنده خون است
تو لب می بینی و دندان که چون است
کسی کاو را تو لیلی کرده ای نام
نه آن لیلی ست کز من برده آرام
واقعا اشعار سعدی علیه الرحمه نیز زیبا هستند و کمتر خوانده میشود.
پاسخ:
رمزی که مقدسان ازو محرومند
عشق تو مر او گفت به گوش دل ما
سلام و احترام
از حضور انگیزه ساز سرکار متشکرم
موفق باشید.
فرم در حال بارگذاری ...
فید نظر برای این مطلب