13
دی

گفتم به عقل پای برآرم ز بند او!

مستوجب ملامتی ای دل که چند بار

عقلت بگفت و گوش نکردی به پند او

 

شاعر: سعدی/ غزل480


free b2evolution skin
13
دی

چاره ما هیچ نیست جز سپر انداختن!

یا بگدازم چو شمع یا بکشندم به صبح

چاره همین بیش نیست سوختن و ساختن

 

شاعر: سعدی/ غزل 456


free b2evolution skin
13
دی

ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست!

حدیث سعدی اگر کائنات بپسندند

به هیچ کار نیاید گرش تو نپسندی

مرا چه بندگی از دست و پای برخیزد

مگر امید به بخشایش خداوندی

 

شاعر: سعدی/ غزل 537


free b2evolution skin
26
آذر

او بود بی‌وفا و در این گفتگو نبود!

دیگر شکسته بود دل و در میان ما

صحبت به جز حکایت سنگ و سبو نبود

او بود در مقابل چشم ترم ولی

آوخ که پیش چشم دلم دیگر او نبود

 

شاعر: شهریار/ غزل 62


free b2evolution skin
26
آذر

یک عمر گریه کردم ای آسمان روا نیست!

متاع دلبری و حال دل سپردن نیست

وگرنه پیر از عاشقی نپرهیزد

تو شهریار به بخت و نصیب شو تسلیم

که مرد راه به بخت و نصیب نستیزد

 

شاعر: شهریار/ غزل 43


free b2evolution skin